تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۳٠ | ٤:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : saba sedaghat

حالم خیلی بده .سرم داره میترکه دارم دیوونه میشم .اخه واقعا حق ما نبود که از هم جدامون کنن.(فکر بد نکن منو از صمیمی ترین دوست مدرسم جدا کردن){#emotions_dlg.e13}وای اعصاب خط خطیه دلم میخواد زنگ بزنم به ولایتی(معاونمون)هر چی از دهنم در اومد بهش بگم .{#emotions_dlg.e44}اخه ما(گروه پنج نفره مون رو میگم) دو سال به هم عادت کردیم خیلی سخته که از هم جداشیم.واقعا دلم نمیخواد دوستیمون کم رنگ شه .دوست دارم مثل قبل با هم دوست باشیم اما فکر نکنم بشه اخه کلاسامون از هم جداست.شنبه قراره ببرنمون حرم اونجا که برسم اولین چیزی که از اقا امام رضا میخوام اینه که یه کاری کنه ما دوستیمون مثل قبل بمونه.

بچه ها تو رو خدا شماها هم دعا کنین.{#emotions_dlg.e5}{#emotions_dlg.e10}